چهارشنبه هفتم مرداد 1388
کوچ ناخواسته از بلاگفا
در ضمن در صورت علاقه دوستان آمادگیم برای انتقال لینک هایشان به وب جدید را نیزاعلام می کنم.
آدرس جدید من در محیط بلاگر: نواندیش سبز
http://noandishejavan.blogspot.comیکشنبه چهارم مرداد 1388
چرا جنبش سبز جهانی می شود...؟
این که جنبش سبز و نوپای مردم ایران اینگونه با استقبال جهانیان روبه رو می شود و باعث شکل گیری صحنه ها و تصاویر غرور انگیزی چون تومار بیش از یک کیلومتری در پاریس و مابین برج ایفل و دیوار صلح می شود نشان از اوج احترام و توجه مردم سرتاسر دنیا به جنبش مردمی ایران است که در صورت به نتیجه رسیدن باعث خواهد شد که با توجه به ویژگی های منحصر به فردش درمیان دیگر جنبش های جهان نام ایران و ایرانی بیش از پیش در تاریخ جهان ثبت و ضبط شود.
اما به راستی ویژگی های این جنبش سبز چه بوده که مردم جهان را نیز به این شکل با خود همراه کرده است؟به عقیده نگارنده بزرگترین ویژگی این جنبش خودجوش بودن آن است.جنبشی که در قبل از انتخابات با نام موج سبز شکل گرفت به هیچ وجه هدایت شده نبود این مردم بودند که ایده سبز بودن موج را به مهندس موسوی ارائه کردند.اولین بار به یاد می آورم که در سومین همایش موج سوم در برج میلاد این جوانان بودند که با پوشش سبز رنگ در این جشن شرکت کردند و از آن وقت بود که شاهد گسترش این رویکرد در میان تمامی ایرانیان بودیم.
دومین ویژگی این جنبش مدرن بودن مبارزات آن است.اکنون در بستر فن آوری های روز جهان کمتر وسیله ای را مشاهده می کنید که مردم از طریق آن دست به آگاه سازی نزده باشند.فیس بوک توییتر وبلاگ های فعال جوانان و از همه جالب تر و جذاب تر پدیده جدیدی که ایرانیان برای اطلاع رسانی در جهان به نام خود ثبت کردند:تصویر برداری با موبایل و ارسال از طریق ایمیل به شبکه های فارسی زبان برای نمایش در سراسر دنیا که باعث شد مردم دنیا بتوانند صحنه های دد منشی حاکمان ظالم ایران را به خوبی حس کنند صحنه تلخ مرگ ندا باعث شد تا دنیا صدای مظلومیت جنبش ایرانیان را بشنود.همین طور صحنه های تیراندازی لباس شخصی های کثیف سپاهی و بسیجی به مردم غیرمسلح مدارک مستندی هستند که مانع انکار این اتفاقات توسط حاکمیت می شوند.
از روز اعلام نتایج دروغین انتخابات تاکنون این مردم بودند که هدایت جنبش را به عهده داشته اند و چه نیکو مهندس موسوی رهبر جنبش اعلام کرد که رهبر واقعی جنبش مردم بزرگ ایران هستند و در روز نماز جمعه تاریخی هم وی در لبیک به این خواسته ملت در مراسم حضور پیدا کرد.
اینکه حاکمیت اقتدارگرا سعی می کند به دروغ به افکار عمومی این گونه القا کند که جریانات خارجی از مدت ها پیش برای انقلابی رنگی در ایران برنامه ریزی کرده اند چیزی جز خود فریبی و تحریف افکار عمومی نیست.اینان خود بهتر از همه می دانند که جنبش مردمی ایران به دستور گروه و دسته خاصی ایجاد نشده که اکنون با سرکوب و کشتار و به بند کشیدن مردم به راحتی خاموش شود.
مگر آتش انقلاب بهمن 57 پس از آن همه قیام خونین فرو خفت که این جنبش بزرگ خاموش شود.حاکمیت کنونی نمی تواند با انکار حقیقت مانع تحقق آرمان ملت شود پس بهتر است تا هنوز اندک زمانی وقت برایشان باقی مانده صدای جنبش سبز ملت ایران را بشنود و به عظمت و بزرگی ملت سر تعظیم فرو آورد و به خواسته های بر حق آنان جامعه عمل بپوشاند شاید بدین طریق بتواند سقوط خود را به تاخیر بیندازد.
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388
هاشمی و جنبش سبز روایت گر حماسه ای دیگر


کسانی که به ظاهر سر و کاری با نماز نداشتند آن روز چه زیبا در کنار یکدیگر نماز جمعه را اقامه کردند و نشان دادند که دینداری به داشتن ریش یا حجاب کامل نیست.آنها با تمام صفا و خلوص دلشان در این اجتماع حضور پیدا کردند و کسانی که این گروه را اختشاگرانی نامیدند که برای برهم زدن صفوف نماز جمعه آمده بودند بازهم مثل دفعات قبل بار کج به منزل بردند.تا کی می توان با زدن انگ بی دینی یا اختشاشگری ذهن مردم را از حقیقت ماجرا منحرف کرد.به قول مادر سهراب حق است که در نهایت پیروز این ماجراست و هیچ کس نمی تواند جلوی خواست و اراده ملت را بگیرد.


اما همان طور که پنج شنبه با شما گفتم پس از دوماه عدم حضور در نماز جمعه و بیش از یکماه سکوت کامل رسانه ای آیت اله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته حضور پیدا می کرد و همگان منتظر بودند که دیدگاه های یکی از عالیترین مقامات رژیم که همواره در طول تاریخ ۳۰ ساله این حکومت جزو معتمد ترین و منصف ترین ارکان نظام به شمار می رفته و هیچ گاه به وادی افراط و تفریط نیفتاده بوده است را بشنوند و از تحلیل های وی در مورد حوادث پس از انتخابات آگاه شوند.
به عنوان یک شنونده سخنان وی تحلیل خود را نسبت به خطبه های منطقی و راهگشای وی در چند بند خلاصه می کنم:
از نگاه یک مخاطب استرس و نگرانی در تن صدای هاشمی به شدت موج میزد وی به شدت از وقوع یک درگیری ناخواسته در خلال سخنانش احساس خطر می کرد و به همین دلیل در فراز هایی از خطبه دوم به وضوح می شد علائم خود سانسوری را در سخنان وی مشاهده کرد.(لازم به ذکر است که مسولان برگزاری نماز جمعه این هفته از صبح روز جمعه درهای ورودی به داخل صحن نماز جمعه را بستند و افراد مورد نظر خود را با پوسترها و پلاکاردهای مشخص در صفوف محدود اما تاثیرگذار نماز قرار داده تا از این طریق بتوانند بر هاشمی فشار وارد کرده تا وی دچار خودسانسوری شود.)
با این وجود باید اذعان کرد که خطبه های وی بسیار حکیمانه و منطقی ایراد شد و وی توانست در گفته ها و به خصوص ناگفته های خود پیام های مورد نظر را به مردم منتقل کند.
وی با اشاره به روایت طلایی از رسول گرامی اسلام که از زبان رهبر فقید انقلاب شنیده بود این حقیقت را تبیین کرد که حکومت بدون مقبولیت مردمی(جمهوریت ) شایستگی حکومت بر مردم را ندارد که این مسئله به هیچ وجه به مذاق حاکمیت خوش نیامد و روز گذشته یزدی رئیس سابق قوه قضاییه بدترین نوع برخورد را با این مساله نشان داد.
وی همین طور راهکارهای خوبی هم برای گذر از (بحران) کنونی ارائه داد که باعث امیدواری بسیاری از مردم شد وی خواستار آزادی زندانیان سیاسی همین طور دلجویی از خانواده قربانیان رخدادهای پس از انتخابات شد.
هاشمی در نگفته هایش هم حرف های زیادی را گفت:
وی همانند دیگر مسولان نظام صحت انتخابات را تایید نکرد و گفت که عده بسیاری از مردم ایران نسبت به نتیجه اعلام شده تردید دارند.
وی همین طور در هیچ کجا به غیر از یک مورد که آن هم با هوشمندی صورت گرفت اشاره ای به سخنان رهبری و رویکردهای وی نداشت تا به ملت نشان دهد که حساب او از رهبری رژیم جداست .نکته ای که در این دو روزه نیز کمتر به آن اشاره شده این است که وی از تریبون رسمی ملت از حقوق ضایع شده اش در شب مناظره دفاع نکرد و سعی کرد که به عنوان پیر و یکی از صاحبان این انقلاب حقوق ملت را بازگو کند.
در کل باید هاشمی را با توجه به محدودیت هایی که به عنوان یکی از کارگزاران قدیمی این نظام دارد به خاطر خطبه های هوشمندانه و دقیق اش ستود و او و مردم بزرگ ایران را پیروز بزرگ نماز جمعه دانست.تصاویر و سخنان حکیمانه وی در تاریخ جنبش سبز و آزادی خواهانه ملت ایران ثبت و ضبط می شود.به امید این که جنبش سبز که هم اکنون از بدنه و رهبری خوبی برخوردار شده است بتواند خیلی زود به نتیجه مورد نظرش که برقراری یک نظام کاملا مردمی و دموکرات است دست پیدا کند.
پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388
فردا!!!روزی تعیین کننده برای هاشمی...
علی اکبر هاشمی رفسنجانی مرد شماره دو( سابق ) رژیم جمهوری اسلامی قرار است فردا پس از گذشت بیش از یکماه از انتخابات و همینطور دوماه از اخرین خطبه اش در نماز جمعه تهران یک بار دیگر به پشت تریبون این جلسه هفتگی برود و برای مردم ایران و حاضران ایراد سخنرانی کند.

سخنرانی این هفته از جهات بسیار دارای اهمیت است:
اولین جنبه این اهمیت سکوت بیش از یکماهه هاشمی پس از اتهامات احمدی نژاد در مناظره 13 خردادش با موسوی است که حتی پس از انتخابات هم نشکست و تاکنون ادامه داشته است.باید دید حالا که وی قصد دارد سکوت سنگین خود را بشکند برای دفاع از حیثیت خود و خانواده اش همینطور توجیه روند انتخاباتی چه سخنانی را بر زبان جاری خواهد کرد.
دومین نکته ای که باعث اهمیت بیش از پیش ماجرا می شود پیش بینی حضور میلیونی مردم تهران در این مراسم به پشتیبانی از حضور سبز میرحسین موسوی و محمد خاتمی و شیخ مهدی کروبی است که قرار است یکبار دیگر نشان دهند که برای اعاده حق پایمال شده شان کوتاه نخواهند امد و این حضور باعث خواهد شد که هاشمی به پشتیبانی این حضور ناگفته های خود را با مردم در میان بگذارد.
اگر اتفاقی جز این بیفتد و هاشمی با محافظه کاری همیشگی اش انتخابات و اتفاقات قبل و بعد از آن را تلویحا هم تایید کند این روز را باید روز مرگ سیاسی وی دانست و باید وی نیز خود را برای تحمل عواقب این محافظه کاریش اماده کند.
هاشمی که روزی پس از ایت اله خمینی فرد شماره دو این نظام به همراه خامنه ای به حساب می آمد اکنون در حالی که از لحاظ قانونی در راس دو نهاد بسیار مهم و تاثیر گذار حکومت قرار گرفته اما عملا در این یک ماهه اخیر تبدیل به یک مترسک بی روح شده که حتی نتوانسته به نوعی در مقابل اتهامات تاریخی احمدی نژاد از خاندانش دفاع کند چه رسد به اینکه بتواند دادخواهی میرحسین موسوی و میلیون ها هوادار سبز پوشش را نیز بر عهده بگیرد.
فردا پیش از اینکه روز مهمی برای جنبش سبز و میرحسین موسوی و به نوعی ایران باشد روزی تعیین کننده برای شخص هاشمی است تا بتواند با شجاعتی تاریخی علاوه بر اینکه حقایق ماجراهای دو ماهه اخیر ایران و ذات فریب کار احمدی نژاد را به ملت نشان دهد بتواند نقش خود را به عنوان یک انقلابی وفادار به آرمان ملت به اثبات برساند و به نوعی از عملکرد خامنه ای در جایگاه رهبری این نظام نیز تبری جوید.
این رخداد قطعا باعث خوهد شد که روزهای آینده برای جنبش سبز که قرار است فردا بار دیگر با حضور میلیونی اش لرزه بر اندام اقتدارگرایان بیندازد بسیار روشن تر از قبل شود و همین طور نظام دیکتاتور کنونی متوجه شود که موج سبز و عظیم میلیونی مردم ایران در احقاق حقوق کامل خود و براندازی استبداد به اصطلاح دینی از کشور لحظه ای کوتاه نخواهد آمد .همه منتظر خطبه های طلایی رئیس مجمع تشخیص و رئیس مجلس خبرگان رهبری هستیم.
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
آینده جنبش سبز مردم ایران
در شرایط حال حاضر رهبری جنبش و بدنه آن که مردم باشند باید آگاهانه اجازه ندهند که شعله های افروخته شده اعتراضات حق طلبانه مردم به خاموشی گراییده شود و به همین دلیل هر کدام از این دو بخش باید وظایف خود را برای ادامه مبارزه بیش از پیش دنبال کنند.
بدنه جنبش(مردم):
پس از این که اعتراضات خیابانی و آرام مردم ایران یک هفته پس از انتخابات در روز شنبه به دستور معظم له باسرکوبی خونین همراه شد سران جنبش و مردم ترجیح دادند که روش مبارزه خویش را تغییر داده و تا مدتی به صورت بدون خشونت و با آرامشی فعال اعتراضات خود را به نمایش بگذارند.(همچون تحریم نوکیا یا اس ام اس مخابرات و یا حرکتی جمعی برای قطع برق کلی شهر در لحظاتی تعیین کننده)البته این نوع مبارزه هوشمندانه قطعا در برخی رخدادها و مناسبت ها همچون ۱۸ تیری که گذشت یا نماز جمعه پیش رو به امامت هاشمی رفسنجانی در عرصه عمومی نیز بروز خواهد داشت و قطعا حاکمان اقتدار گرا که گمان برده اند این اعتراضات را بااسلحه و گلوله و باتوم به وسیله بسیج و لباس شخصی ها سرکوب کرده اند این آرزو را به گور برده و باید شاهد موج جدید و متنوعی از اعتراضات سبز ملت برای ریشه کنی استبداد از کشور باشند.
رهبری جنبش:
میرحسین موسوی منتخب واقعی ملت و همین طور سید محمد خاتمی و شیخ مهدی کروبی به اتفاق دیگر گروه های اصلاح طلب باید بدانند که اوضاع کنونی کشور قابل مقایسه با شرایط پیش از انتخابات نیست که هر کدام بخواهند فعالیت های حزبی خود را از سر گرفته و خود را برای ۴ سال آینده و مبارزه ای دیگر اماده کنند.به طور حتم ایشان به این حقیقت واقف هستند که میلیون ها نفری که به تفکر اصلاح طلبی در ایران رای دادند در صورت تداوم این روند به جمع آرای خاموش خواهند پیوست و هیچ گاه رای خود را به نفع جریانی که حاضر نیست برای دفاع از آرای هوادارانش حتی کوچکترین هزینه ای بپردازد یک بار دیگر نخواهد ریخت.پس بهتر است که میرحسین یا هر فرد دیگری به جای تشکیل حزب و ارگان خاصی در جهت ایجاد جبهه واحدی از مردم و فعالان اصلاح طلب قدم بردارد تا از این طریق و به پشتیبانی انبوه هواداران خود بتواند معادلات سیاسی را به سود خود رقم بزند وگرنه ساختار های کنونی احزاب به هیچ وجه پاسخگوی اوضاع کنونی نیست و سیستم بارها نشان داده که به راحتی هر گونه حرکت حزبی را با بازداشت یا تهدید سران آن حزب سرکوب می کند.
جنبش کنونی باید با الهام از سمبل ها و نمادهایی که در این یک ماه توسط مردم مورد استفاده قرار گرفته اپوزوسیونی قانونی شکل دهد و از تمامی هواداران سبزش بخواهد که فعالانه در آن به مشارکت بپردازند.حوادث پس از انتخابات به خوبی نشان دهنده این واقعیت بود که بدنه مردمی جنبش برای تغییر در رژیم کنونی بیشترین آمادگی را دارد و یک رهبری واحد به خوبی می تواند این جنبش را به سر منزل مقصود که همانا برقراری یک حکومت کاملا مردمی و دموکرات است رهنمون شود.عملی شدن این خواسته تدبیر و وحدت رهبران اصلاح طلب و در راس آنها میرحسین موسوی منتخب واقعی ملت را طلب می کند.
پنجشنبه هجدهم تیر 1388
از تیرماه 78 تا تیر87 سند بزرگ آزادی خواهی ایرانیان
امروز 18 تیر 88 درست ده سال پس از واقعه تلخ و خونین کوی دانشگاه در سال 78 است.روزی که در آن اولین چشمه های دد منشی حکومت در برخورد با معترضین خود بود.روزی که حکومت نتوانست تجمع و اعتراض تعداد اندکی دانشجو در محوطه خوابگاه دانشگاه را بربتابد و با یورشی وحشیانه این جوانان را به خاک و خون کشید.

و اما ده سال بعد کمتر کسی فکر می کرد که حکومت سفاکانه به جان مردم بیفتد و تظاهرات آرام و دمکراتیک آنها برای احقاق حقوق پایمال شده شان را اینچنین وحشیانه و نا جوانمردانه سرکوب کند و امروز چندین روز از این سرکوب خونین می گذرد و ملت همچنان داغ بر جگر برای نابودی مسببان خون های پاک ریخته شده جوانان وطن تقاص سخت می طلبد .
اما بازی تلخ روزگار این است که اکنون جای متهم و شاکی عوض شده است و متهم ماجرا که نابخردانه لباس دین مردم را به تن کرده با توسل به زوری که قدرت در اختیارش قرار داده حق را قلب کرده و معترضین را اختشاش گر و خس و خاشاک و محارب دین و قران می خواند و برایشان تقاضای اشد مجازات می کند.آن چیزی که تلخی این وقایع را برایم صد چندان می کند این است که چگونه اینان می توانند با رسانه های دروغ پردازشان حقیقت را در نظر ملت باطل جلوه دهند و بعد هم به حکومت جابرانه شان بیش از پیش مشروعیت بخشند.
بد روزگار این است که این جانیان لباس دین مردم به تن کرده اند و در گوش برخی از مردم ساده اندیش ما اینگونه گفته اند که مخالفت با ایشان مخالفت با دین و خدا و پیغمبر است این درحالی است که خداوند متعال در قران بلند مرتبه اش همه حاکمان را به رعایت عدل الهی فرا می خواند و حتی در روایات معصومین مان تعیبر بسیار زیبایی دیده می شود که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم حکومت بر کفر باقی می ماند اما بر ظلم باقی نخواهدماند.
آیا این جز بدین معنی است که ظلم و ستم در حق بندگان از کفر ورزیدن به خدا که نزدش بزرگترین گناهان به شمار می رود هم بدتر است.پس لطفا قبای دین داریتان را از تن به در کنید و اسلام زیبا را با رفتارهای خشن و وهن انگیزتان آلوده نسازید که اگر کسی از این رفتار شما از هر چه دینداری است زده شود شما را عذابی دردناک در محضر الهی خواهد بود.
بارها با خود اندیشیده ام که گناه کدام دیکتاتور سنگین تر است؟؟ دیکتاتوری که داعیه دین داری و برقراری حکومت اسلامی را دارد یا دیکتاتوری که لااقل اگر ظالم بوده به باور و اعتقاد ملتش لطمه ای وارد نکرده است؟
و اما روزهای پرشکوه خرداد 88 که با جنبش سبز ملت برای تحول خواهی آغاز شد در 30 خرداد با سرکوب وحشیانه و خونین ملت به پایان رسید تا این ماه سال 88 برای همیشه به نیکی در تاریخ آزادی خواهی و به تلخی در خاطره ملت به دلیل رفتار سفاکانه حکومت ثبت شد.
ده سال پیش داغ شهادت عزت ابراهیم نژاد و امسال داغ ندای مظلوم وده ها تن دیگر از هموطنان عزیزمان جگرهای ما را می سوزاند
این روزها عده زیادی از رهبران ما در بند نظام طاغوت به سر می برند. مصطفی تاج زاده بهزاد نبوی محسن میردامادی محمد علی ابطحی و....در نهایت سعید حجاریان عزیز جانباز بزرگ اصلاحات که اکنون با حال نزارش در گوشه بند 209 زندان اوین سخت ترین لحظات عمرش را می گذراند.
همینطور یاد تعداد زیادی از روزنامه نگاران آزاد اندیش چون محمد قوچانی سردبیر محبوب ما مهسا امرآبادی بانوی بارداری که دیروز تولدش را در گوشه زندان با فرزند درون شکمش در گوشه انفرادی مظلومانه جشن گرفت و تعداد بسیاری از زندانیان سیاسی در بند که این روزها تحت سخت ترین فشار ها و شکنجه ها برای اعتراف گویی بر علیه رهبران اصلاح طلب قرار دارندرا گرامی می داریم و برای آنها و خانواده های منتظرشان طلب صبر و سلامتی از درگاه خداوند را داریم.
ای خدای بزرگ از تو می خواهم که به حق این روزهای زیبا که روزهای بندگی ات در ماه رجب است.شهدای ما را قرین رحمتت قرار دهی دوستان و عزیزان در بند ما را آزاد و زمینه نابودی ظلم و ستم را از روی زمین پاکت فراهم گردانی..آمین یا رب العالمین
یکشنبه چهاردهم تیر 1388
ادامه مبارزه برای خنثی سازی پروژه اقتدارگرایان
در این بخش از سناریوی از پیش نوشته شده گروه زیادی از بازدداشت شدگان در مقابل دوربین های تلویزیونی وادار به اعتراف گویی بر علیه رهبران اصلاح طلب می شوند.همچنین دیروز اعلام شد که تعداد زیادی از اصلاح طلبان و خبرنگاران(احتمال زیاد کسانی که به هیچ وجه و تحت بدترین فشار ها حاضر نشده اند تن به اعتراف گویی صوری بدهند)به زودی محاکمه خوهند شد.
سه هفته است که فعالین اصلاح طلب بدون هیچ گونه دلیل محکمه پسندی از سوی حاکمیت اقتدار گرا به بند کشیده شده اند و از سرنوشت این افراد اطلاعی در دست نیست.بیشتر این افراد کسانی هستند که در طول بیست و شش سال ابتدایی انقلاب بیشتر مناصب حکومتی را در اختیار داشته اند و اکنون نیز مورد قبول اکثریت نیروهای داخلی نظام هستند.اما نظام را چه می شود که اینچنین به جان بدنه مدیریتی خویش افتاده و در حال پاکسازی و یکدست کردن حاکمیت به نفع عده قلیلی است.ایا جز این است که عده معدودی که در این 4 سال به قدرت رسیده اند سعی دارند تا حکومت را کاملا به سود تفکر افراطی خود به یغما ببرند.
عاملان کودتای سیاه بر علیه ملت در روز 23 خرداد چه کسانی هستند و چه افکار پلیدی برای آینده ایران در سر می پرورانند.این تفکر به سرکردگی مصباح یزدی و شاگردانش در موسسه امام خمینی که هم اکنون با شاگردان مدرسه حقانی در مجلس حضور دارند و جزو حلقه مشاوران و مدیران محمود احمدی نژاد هستند سعی می کنند تا از این پس با هیاهوی رسانه ای خویش یا به تعبیر محمد رضا باهنر نعره کشی در مجلس و از سوی دیگر با یادداشت و مقالات خود در رسانه های افراطی اصول گرا چون سرمقاله اخیر کیهان به قلم شریعتمداری فضای عمومی را به سمتی هدایت کنند که اندک نیروهای اصلاح طلب موجود در صحنه را با تهدید به محاکمه به انفعال کلی بکشند تا در پایان بازی بتوانند این نیروهای غیر خودی را به کل از فضای سیاسی کشور اخراج کرده و به تنهایی یکه تاز عرصه حکومت اقتدار گرای کشور شوند.و گرنه همانطور که همگان می دانند کارکرد این گونه تهدیدات بیشتر جنبه بازدارندگی دارد و هدف این گروه بازداشتن ایشان از هرگونه پیگیری حقوق ملت است.
متاسفانه همانطور که سید محمد خاتمی گفت انتخابات 22 خرداد 88 کودتایی علیه جمهوریت نظام و مردم و حرکتی در جهت یکدست سازی حاکمیت اقتدار گرایان بر کشور بود که با همکاری دستگاه های تحت نظارت شخص رهبری چون وزارت کشور و شورای نگهبان به انجام رسید.
آن چیزی که از این پس از طرف میرحسین موسوی رهبر جنبش سبز ومنتخب واقعی ملت همین طور سید محمد خاتمی رهبر اصلاحات و مهدی کروبی شیخ شجاع اصلاحات باید به شدت پیگیری شود ادامه روند شجاعانه کنونی است.ایشان نباید یک قدم از حقوق پایمال شده ملت پاپس بکشند و بدانند و آگاه باشند که اینگونه تهدیدات برای محاکمه وشکایت علیه ایشان به علت محبوبیت شان در بین بدنه مردم هیچ گاه امکان عملی شدن نخواهد داشت و اگر هم عملی شود بدانند که ملت تا آخر پشتیبان رهبران بزرگ نهضت آنها باقی خواهد ماند.
زندانیان در بند ما نیز باید بدانند که ملت همیشه به یاد آنها هستند و تقاضای مردم از ایشان مقاومت دلیرانه در مقابل ناملایمات و شکنجه های روحی و جسمی درون زندان است.به امید خدا و به وعده الهی ظالم نابود شدنی است و حق آمدنی است.روزی که چندان دور نخواهد بود پیروزی ملی را در آغوش خواهیم کشید.
......................................................................................................................................
دوست عزیزم امیر علی صاحب وبلاگ خواندنی جامعه مدنی به من اطلاع داد که وب پر محتوایش توسط بلاگفا مسدود شده است.وی با تشکر از تمامی مخاطبانش از تمامی این دوستان که در این یک سال همواره اخبار روز را از وب او دنبال می کردند تشکر و قدردانی و عذر خواهی می کند.به نوبه خود از او بابت تمامی تلاش هایش تشکر می کنم و برایش در تمام مراحل زندگی آرزوی موفقیت دارم.
سه شنبه نهم تیر 1388
دستاوردهای بزرگ خرداد 88
همگان گمان می بردند که این بهت و حیرت یکی دو روزه از سر مردم بیفتد و اعتراض ها از پچ پج های روزانه بین مردم فراتر نرود.اما اتفاقی که افتاد فراتر از آنچیزی بود که همگان تصورش را می کردند.از بعد از ظهر اعلام نتایج به مدت یک هفته تمام کشور و به خصوص پایتخت صحنه حضور میلیونی معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بود به طوری که دوشنبه موج سبزی که بدون هر گونه مجوزی در خیابان های منتهی به میدان آزادی راهپیمایی کردند خواب را از سر تمامی حاکمان حجره نشین ایران پراند و اگر نبود سرکوب خونین شنبه سیاه تهران این اجتماعات مدنی و آرام تاکنون به قوت به کار خود ادامه می داد.
امروز در یادداشتی باعنوان "غنیمت های بزرگ یک شکست" در سایت فیلتر شده آینده می خواندم که یکی از خبرنگاران در دیدار با سید محمد خاتمی نقل قول جالبی از وی کمی قبل از انتخابات دارد که بدون کم و کاست برای شما می گذارم.
وقتی به زیارت( حرم حضرت معصومه) مشرف شدم جمعیت زیادی که حدود 500 نفر بودند، از من استقبال کردند و با شعارهایی لطفآمیز ابراز احساسات کردند اما در مقابل این جمعیت 5، 6 نفر بودند که با فریاد کشیدن و به کار بردن عبارتهای توهینآمیز قصد برخورد فیزیکی داشتند، اما از سوی آن جمعیت که تعدادی حدود صد برابر این افراد بودند، واکنشی برای جلوگیری دیده نشد و من به این نکته پی بردم که هواداران و حامیان ما، حداکثر حاضرند برای حمایت از عقیدهشان یک رأی بدهند، اما هواداران و حامیان ... حاضرند از روی تعصب بکشند و کشته شوند و در جامعهای که دموکراسی نهادینه شده نیست، مقایسه این دو جریان مقایسه اعداد و آراء نیست.
اما اتفاقی که پس از انتخابات در کشور افتاد با گفته سید تفاوت زیادی داشت ما در این روزها به گفته مقامات رسمی حد اقل ۲۰ شهید دادیم و صدها تن از هواداران جنبش سبز توسط حکومت به خاک و خون کشیده شدند.این رخداد ها باعث شد که به گفته ولایتی شیشه حکومت اقتدار گرا بشکند و راه برای اعتراضات بعدی باز شود.اکنون هزاران عکس و فیلم از رخدادهای ایران در دسترس است که نارضایتی مردم ایران را از حکومت اسلامی به وضوح نشان می دهد.
به راستی اگر این جنبش سبز هفته های پایانی منتهی به انتخابات و رخدادهای پس از انتخابات دستاوردی جز همدلی مجدد مردم و یکی شدن آرمان ها و خواسته هایشان برای تحقق ایران آباد و آزادو همین طور شکستن هیمنه دروغین حکومت به ظاهر اسلامی نداشته باشد همین به تنهایی دستاورد فوق العاده ارزشمندی برای ما خواهد بود.
فلش بک:چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸به یاد ماندنی ترین شب برای من بود زمانی که همه دوستاران جنبش سبز پس از روزی باشکوه در میدان بزرگ نقش جهان و مانور به یادماندنی در طول خیابان تاریخی چهارباغ در انتهای شب و لحظات پایانی در سراسر شهر با شکوه تمام ایستاده بودند و با شعارهای سبزشان سرنشینان خودرو ها را بدرقه می کردند.من که در آن شب توانسته بودم به سختی تاکسی ای بگیرم وقتی دوستان سبزم را دیدم شال سبز خود را به دور دستم پیچیدم و انگشتانم را با علامت پیروزی بیرون نگه داشتم.برایم باور کردنی نبود همشهریانی که از کنارشان عبور می کردم هر کدام به نوعی به این نشانه من واکنش مثبت نشان می دادند و با موج مثبتشان مرا دلگرم می کردند.
گویی این رنگ سبز زبان مشترک همه ما شده بود و نا خودآگاه الفت و دوستی ای دیرینه در ما ایجاد کرده بود.هیچ گاه آن لحظه های سبز زیبا را از یاد نخواهم برد هر چند که فرجامی تلخ برایش آفریدند اما ما نباید این زبان مشترک خود را از دست بدهیم.همان طور که پس از انتخابات این زبان مشترک ملی ما جهانی شد.ملی پوشان مان در کره جنوبی گویندگان بخش های مختلف برخی خبرها و تیک سبز در گوشه برخی شبکه ها و پس از آن شهادت مظلومانه سمبل اعتراض ندای عزیز این زبان مشترک ما را گسترش داد و اکنون در همین لحظه ما پیروز اتفاقات خرداد ۸۸ هستیم.
ما ثابت کردیم که اگر بخواهیم می توانیم در کنار همدیگر باشیم و زبان مشترکی داشته باشیم.
ما ثابت کردیم که در مقابل دیکتاتور ترین حاکمان هم می توان با وحدت و همدلی ایستاد و نشکست.
ما ثابت کردیم که اگر بخواهیم هر کاری می توانیم بکنیم و این تازه آغاز همدلی ما ایرانی هاست.
ما می خواهیم سرنوشت ناخوشایند تاریخی مان را عوض کنیم و تاریخ ساز شویم.
اینجا آخر کار نیست تازه در اول همدلی سبزمان برای تغییر در حاکمیت سیاهمان قرارداریم.
به لطف خدا روزهای روشنی انتظار ما را می کشد...
شنبه ششم تیر 1388
تشکر از خدای بزرگ برای اعطای نعمت بزرگ زندگی
امروز روزی است که خدا به من این فرصت را داد تا خود را در بوته آزمایش او قرار دهم.او به من گفت این فرصت برای تو بسیار گرانبهاست پس سعی کن از آن به درستی استفاده کنی و بر روی زمین فساد نکنی و از این فرصت گرانبها در جهت خدمت به خلق و برداشتن توشه ای برای سفر آخرتت استفاده کنی...
امروز خداوند به من گفت که بر زمین پاک من حق نداری که بر احدی از بندگانم ظلم روا داری و باید همچون برادر و خواهر تنی خود از حقوق همه آنها دفاع کنی...
امروز خداوند به من ماموریت داد تا در زمین با خلق نیکو کرامت انسانی را پاس دارم و از این حق الهی دفاع کنم...
او به من گفت که تو باید مدافع حقوق ملتت باشی و از موهبت بزرگ آزادی تا جایی که تجاوز به حقوق دیگران نشود پاسداری کنی.
او به من گفت که آزادی و آزادگی بزرگترین هدیه خداوند به بندگانش است پس پاسدار آن باش...
و او به من دستور داد که هیچ گاه در مقابل ظلم ظالم در هر پوششی که می خواهد باشد چه در لباس کفر و چه در لباس دین لحظه ای آرام نگیر...
او از من خواست که دینت را وسیله آباد کردن دنیای خود قرار نده که آتش دوزخ بر چنین فردی صدها بار مهلک تر از کفار بی دین است.
او به من سفارش کرد که حاکمیت مطلق تنها از آن خداوند و اولیای پاکش است..پس از حاکمان بی دین وظالمین به اصطلاح دیندار در امان باش.
و در نهایت او به من ماموریت داد تا مدافع حق عدالت واقعی آزادی و کرامت انسانی باشم و جان ناقابل خویش را در راه آرمان خویش فدا کنم...
خداوند را به خاطر اینکه به من این فرصت بزرگ را ارزانی داشت که 24 سال از نعمت هایش بهره مند شوم شکر می کنم و از او می خواهم که من و هم وطنانم را در این شرایط سخت که مرز بین حق و باطل به باریکی یک مو است جزو پیروان راه حق و حقیقت قرار دهد و لحظه ای مرا به خود واگذار نکند..
آمین یا رب العالمین...
پنجشنبه چهارم تیر 1388
اندر حکایت غریب رسانه دروغ پرداز حکومتی(صدا وسیما)
این رسانه از ابتدای این هفته با به تصویر کشیدن عده ای که مشخص بود به طور آماتور آموزش دیده بودند تا در جلوی تلویزیون اعتراف کنند و پخش تصاویر مضحکی از این افراد در اعتراضات که احتمالا با دوربین صدا و سیما هم گرفته شده بود!!!!همینطور پخش تصاویر افرادی که چهره آنها مات و قابل تشخیص نبود در حالی که اعتراف می کردند که از پایگاه اشرف منافقین!!! برای این کارها اموزش دیده اند سعی داشت که به مخاطب این گونه القا کند که گروه های تروریستی طراح حرکات خودجوش مردمی هستند.
از طرف دیگر تلویزیون رسمی حکومت که برای کشته شدن ده نفر در تظاهرات روز شنبه باید معادله ای برای توجیه افکار عمومی می ساخت کشته شدگان در حوادث روز شنبه را تروریست های مصلح معرفی کرد این درحالی است که همان طور که همگی می دانید و در پست قبلی به آن مفصلا پرداخته شد یکی از این تروریست های مسلح ندا اقا سلطان بود که به طرز مظلومانه ای توسط یکی از لباس شخصی ها(بخوانید بسیجی) مستقر در پشت بام ها کشته شد.
همین طور این تلویزیون در اقدامی سوال برانگیز از شنبه تاکنون درگیری مردم مظلوم با یکی از بسیجیان را که در آن مردم این فرد رابا مشت و لگد (و نه باتوم وچماق) مضروب می کردند مرتبا و بیش از ده ها بار با شرح و تفصیل تمام پخش کرد و دوشنبه شب با ارائه شماره تلفن هایی از مردم خواست که آشوب گران حاضر در صحنه را که درشت نمایی شده بودند به ماموران اطلاعاتی معرفی کنند!!!شب گذشته هم با دستگیری یکی از ضاربین ضرب شستی به مردم نشان داد تا بفهمند که نباید پای خود را از گلیمشان دراز تر کنند.

صحنه ای که در بالا مشاهده می کنید قرین صحنه مورد اشاره رسانه حکومتی است که در آن لباس شخصی ها به شدت در حال مضروب کردن یکی از هموطنانمان هستند.آیا این رسانه علاقه ای به انعکاس این صحنه و معرفی ضاربین به ملت دارد؟؟؟!!!

این درحالی است که روزانه صد ها تن از ماموران لباس شخصی نیروهای امنیتی و نظامی باتسلیحات گرم و سرد خود در حال مضروب کردن مردم هستند و این صحنه ها نه تنها از این رسانه منعکس نمی شود بلکه کسانی را که برای دفاع از خود و هم وطنانشان فردی را تنها با مشت و لگد و نه با باتوم برقی و چماق مضروب کرده اند را متهم به اشوب گری می کند و خواستار معرفی این افراد به نیروهای اطلاعاتی می شود.
از طرف دیگر با محدود کردن تمامی رسانه های داخلی و بازداشت جمع کثیری از آزاد اندیشان و روزنامه نگاران مستقل مردم رابرای پیگیری حقایق ناچارابه طرف رسانه های ماهواره ای یعنی صدای امریکا و بی بی سی فارسی متمایل می کنند و از آن سو این رسانه ها را که به راستی در این دو هفته تنها به انعکاس صدای فروخفته ملت با کمترین جانب داری پرداخته اند را به طراحی و هدایت آشوب گران متهم می کنند.
به راستی این رسانه و این رژیم به کدامین سو می روند؟؟ و تا چه حد قادر خواهند بود که افکار عمومی ملت ایران را در گوشه گوشه کشور از دانستن حقایق تلخ منحرف کنند.از همه شما دوستانی که به اطلاعات واقعی دسترسی دارید می خواهم که اجازه ندهید رسانه حکومتی این چنین به دروغ پردازی های نکبت بار خوددر وارونه جلوه دادن حقایق ادامه دهد و حقایق را هر گونه که می توانید در اختیار هم وطنان خویش قرار دهید.اگر تظاهرات ادامه یابد باید روزی صدا و سیمای لجن زده حکومتی را از دست این ایادی ظلم و زور خارج کردو در اختیار ازادی خواهان قرار داد...به امید اینکه روزی شاهد شنیدن حق و حقیقت از رسانه واقعی مردم باشیم.

